تبلیغات
هانون را شنیده ای؟ - مطالب هفته دوم مهر 1388
سوی شهر آمد آن زن انگاس
سیر کردن گرفت از چپ و راست
 دید ایینه ای فتاده به خاک
 گفت : حقا که گوهری یکتاست
 به تماشا چو برگرفت و بدید
 عکس خود را ، فکند و پوزش خواست
که : ببخشید خواهرم ! به خدا
من ندانستم این گوهر ز شماست
 ما همان روستازنیم درست
 ساده بین ،‌ساده فهم بی کم و کاست
که در ایینه ی جهان بر ما
 از همه ناشناس تر ، خود ماست


طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388 | 10:23 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
 *خلاصه داستان: بی تا به پدر بیمارش علاقه دارد و مادرش به او و شوهر خود بی اعتنا است. سیما، خواهر بی تا، برای او خواستگاری پیدا می كند كه بی تا با خل بازیهایش او را می راند. بیتا به كوروش، روزنامه نگاری جوان علاقه دارد كه او نیز رفتار غیرعادی بی تا را تاب نمی آورد. بی تا ناخواسته میهمانی كوروش را به هم می ریزد و كوروش برای خلاص شدن از دست بی تا به تلفن های او جواب نمی دهد. بی تا با هفت تیر زنگ زده پدرش، كوروش را وادار می كند كه به او اظهار علاقه كند. پدر بی تا می میرد و كوروش به خارج از كشور می رود. بی تا تحت فشار خانواده اش تن به ازدواج ناخواسته ای می دهد، اما به شوهرش بی اعتنا است. روزی بی تا از رادیو صدای كوروش را كه بازگشته است می شنود و بلافاصله به دفتر روزنامه اطلاعات می رود اما كوروش به او تاكید می كند كه به فكر خانه و زندگی اش باشد. شب هنگام پاسبانی بی تا را جلب می كند و به كلانتری می برد و سحرگاه آزادش می كند. در خیابان چند جوان با اتومبیل مزاحم بی تا می شوند و او سوار اتومبیل آن ها می شود.
بی تا فیلمی از  هژیر داریوش
فیلمنامه: گلی ترقی  مدیر فیلمبرداری: هوشنگ بهارلو
تدوین: ماه طلعت میرفندرسكی  موسیقی: لوریس چكناواریان
عكاس: كیومرث درمبخش  سال ساخت: 1351
بازیگران: گوگوش، عزت الله انتظامی، پروانه معصومی، مهین شهابی، مهری رحمانی، نسا ضیاییان، هژیر داریوش، هوشنگ كاوسی، اكبر زنجانپور، صادق توكلی

ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388 | 10:22 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

 درخت گلابی، نام فیلمی از داریوش مهرجویی است که بر اساس داستان کوتاهی از مجموعه داستان جایی دیگر نوشته گلی ترقی در سال ۱۳۷۶ ساخته شد.
خلاصه داستان: محمود نویسنده‌ای است كه برای نوشتن باقیماندهٔ كتاب جدید خود در پی یك كم كاری طولانی، به باغ پدری خود در دماوند پناه آورده است. اما در باغ درخت گلابی قدیمی كه برای محمود سرشار از خاطره است میوه نداده و باغبانان از او می خواهند كه در مراسمی آیینی برای ترساندن درخت و به بار نشستن دوبارهٔ آن شركت كند و محمود می پذیرد و در این بین او به مرور خاطرات نوجوانی خود می‌پردازد، زمانی كه شیفتهٔ دختر عمه اش بوده و با اینكه دختر از او بزرگتر است به او ابراز عشق می كند و برایش اشعار عاشقانه می گوید و با او ساعت ها در باغ به اجرای نمایشنامه‌های مختلف می‌پردازد، چرا كه هر دو به ادبیات علاقه مندند اما روزی دختر برای خداحافظی می آید چون قصد دارد نزد پدرش كه خارج از كشور است برود و محمود از او می خواهد كه صبر كند و دختر می‌پذیرد، اما سال ها بعد كه محمود وارد جریانات سیاسی می‌شود نامه‌های دختر را پاسخ نمی‌دهد و رفتنش را به تاریخی بعد موكول می كند تا اینكه بر اثر فعالیت های سیاسی به زندان می افتد و آن جا با دیدن یكی از اقوام دختر خبر فوت او را دریافت می كند. محمود در بازگشت از خاطرات خود به زمان حال، خود را در كنار درخت گلابی می بیند كه چشم به محمود نوجوان كه بالای درخت گلابی نشسته است دوخته و احساس نزدیكی عجیبی با درخت گلابی دارد.


کارگردان(ان) داریوش مهرجویی  تهیه‌کننده(گان) فرامرز فرازمند داریوش مهرجویی
نویسنده(گان) داریوش مهرجویی بر اساس طرحی از گلی ترقی
بازیگران همایون ارشادی /گل شیفته فراهانی /نعمت الله گرجی/محمد رضا شعبان نوری/جعفر بزرگی/رحمان حسینی/
مریم مجد/مریم مقبلی/شهرام حقیقت دوست/مهرداد سیه
چشمان


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388 | 10:19 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
شب سیاه ، همانسان که مرگ هست
 قلب امید در بدرومات من شکست
سر گشته و برهنه و بی خانمان ، چو باد
 آن شب ،‌رمید قلب من ، از سینه و فتاد
زار و علیل و کور
بر روی قطعه سنگ سپیدی که آن طرف
 در بیکران دور
افتاده بود ،‌ساکت و خاموش ، روی گور
گوری کج و عبوس و تک افتاده و نزار
 در سایه ی سکوت رزی ، پیر و سوگوار
 بی تاب و ناتوان و پریشان و بی قرار
 بر سر زدم ، گریستم ، از دست روزگار
 گفتم که ای تو را به خدا ،‌سایبان پیر
 با من بگو ، بگو ! که خفته در این گور مرگبار ؟
 کز درد تلخ مرگ وی ، این قلب اشکبار
 خود را در این شب تنها و تار کشت ؟
 پیر خمیده پشت ؟
جانم به لب رسید ، بگو قبر کیست این ؟
 یک قطره خون چکید ، به دامانم از درخت
 چون جرعه ای شراب غم ، از دیدگان مست
 فریاد بر کشید : که ای مرد تیره بخت
 بر سنگ سخت گور نوشته است ، هر چه هست
 بر سنگ سخت گور
 از بیکران دور
 با جوهر سرشک
 دستی نوشته بود
 آرامگاه عشق


طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388 | 10:18 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
در زلال لاجوردین سحرگاهی
 پیش از آنی که شوند از خواب خوش بیدار
 مرغ یا ماهی
 من در ایوان سرای خویشتن
 تشنه کامی خسته را مانم درست
جان به در برده ز صحراهای وهم آلود خواب
 تن برون آورده از چنگ هیولاهای شب
 دور مانده قرن ها و قرن ها از آفتاب
پیش چشمم آسمان : دریای گوهربار
از شراب زندگی بخشنده ای سرشار
دستها را می گشایم می گشایم بیشتر
 آسمان را چون قدح در دست می گیرم
 و آن زلال ناب را سر می کشم
 سر می کشم تا قطره آخر
می شوم از روشنی سیراب
 نور اینک در رگهای من جاری است
آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر می رفت
بانگ برمی داشتم
ای خفتگان هنگام بیداری است


طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388 | 10:16 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش!


طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 11 مهر 1388 | 11:06 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات


   نسل دوم مهاجران / جومپا لاهیری 


  گفت وگوی اختصاصی با جومپا لاهیری برنده جایزه پولیتزر

از ریشه جدا شدن‌ ایساک چوتینر
نویسنده کتاب های تحسین شده ای چون مترجم درد ها و همنام در این گفتگو از علاقه اش به صراحت، علت دوری اش از نقد های کتاب و مجموعه جدید داستان های کوتاهش صحبت می کند
 خاک نا مأنوس عنوان جدید ترین مجموعه داستانی از جومپا لاهیری گاهشمار تحسین شده تجارب مهاجران بنگالی در کشور بیگانه، در ماه آوریل منتشر می شود. هر دو کتاب قبلی این نویسنده - مترجم درد ها (یک مجموعه داستانی منتشر شده در سال 2000 که جایزه پولیتزر را برایش به ارمغان آورد)، و همنام منتشر شده در سال 2003 که بعد ها یک فیلم مردم پسند بر اساس آن ساخته شد- اختلاف های فرهنگی ای را که مهاجران تجربه می کنند مورد کند و کاو قرار دادند؛ مهاجرانی که بین فرهنگ زادگاه هندی خود و شیوه های نا آشنای زندگی در کشور جدید گیر افتاده اند. لاهیری در کتاب خاک نا مأنوس که مجموعه ای از هشت داستان کوتاه او را در بر می گیرد، همچنان مضمون مزبور را می کاود، ولی این بار بر روی زندگی مهاجران نسل دوم متمرکز می شود؛ کسانی که باید هم ارزش های سنتی پدر و مادر مهاجر خود را مد نظر داشته باشند و ارزش های آمریکایی همتایان خود را.
لاهیری 40 سال پیش از پدر و مادری که از هندوستان مهاجرت کرده بودند، به دنیا آمد. او در جزیره راد بزرگ شد و از دانشکده بارنارد فارغ التحصیل شد. او پس از فارغ التحصیلی به دانشگاه بوستون رفت و در سه رشته لیسانس گرفت (زبان انگلیسی، نویسندگی خلاق، و مطالعات تطبیقی در هنر و ادبیات) به علاوه اینکه در مطالعات رنسانس هم مدرک دکترا گرفت. او در سال 2001 ازدواج کرد و در حال حاضر با همسر و دو فرزندش در بروکلین زندگی می کند.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 11 مهر 1388 | 11:04 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
 جلال ستاری با اولین گروه از دانشجویان اعزامی به فرنگ پس از رضاشاه به اروپا رفت و در سوئیس به تحصیل روانشناسی پرداخت. او از شاگردان ژان پیاژه است اما چنان که خود گفته است توجه اصلی اش معطوف به مطالعات فرهنگی است. ستاری که مترجم و مولف پرکاری است، 71 جلد ترجمه و تالیف دارد که حوزه های متنوع مردم شناسی، اسطوره شناسی و نیز روانشناسی را در بر می گیرد. شماری از بهترین مطالعات او نیز به بررسی متون کهن ایرانی و اسلامی مانند هزار و یک شب اختصاص یافته است. مطالعات سال های اخیر جلال ستاری به مجموعه یی از قصه های قرآنی و عرفان اسلامی اختصاص یافته است مانند قصه اصحاب کهف، شیخ صنعان و دختر ترسا، قصه سلیمان و بلقیس. این مطالعات او را پیشگام مطالعات جدی در حوزه اسطوره شناسی قرآن معرفی می کند؛ حوزه یی که هنوز در ایران بسیار جوان است. گفت وگوی زیر درحالی انجام شد که این پژوهشگر آماده سفر به خارج از کشور می شد و در فرصت اندکی که پیش آمد مسائل مختلفی از جمله نقش حاکمیت و کارکرد آن در قصه های هزار و یک شب مورد بررسی قرار گرفت.
---
-هزار و یک شب قصه های مردم است که در واقع چگونه زیستن و تعامل در جامعه را می آموزد. در این میان نقش هارون الرشید به عنوان حاکم بغداد خیلی پررنگ است. چهره یی که از این حاکم ارائه می شود با چهره تاریخی اش متفاوت است. مردم حرفش را می پذیرند و گاه تا حد یک قدیس بالا می رود. چرا هارون الرشید اینقدر برجسته می شود و اصولاً حاکمیت در راستای قصه ها چه نقشی ایفا می کند؟

ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 11 مهر 1388 | 11:03 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
 کتاب‌سازی "روشنفکرانه"
پس از انقلاب با پدیده‌ای تازه به نام "کتاب‌سازی" مواجه شدیم که بیشتر در ارائه کارهای شبه تحقیقی با سرهم‌بندی مطالب از این جا و آن جا انجام می‌گرفت. اما این پدیده در سه چهار سال اخیر رنگ و بوی دیگری هم به خود گرفت و به حوزه حرف های روشنفکری و شبه روشنفکری هم کشیده شد. کتاب "ملکم خان، نظریه‌پرداز نوسازی سیاسی در صدر مشروطه"، نوشته حسن قاضی‌مرادی، چاپ تهران، نمونه ای از این دست است که نویسنده به آن پرداخته است.
اخیراً کتاب تازه‌ای به نام «ملکم خان، نظریه‌پرداز نوسازی سیاسی در صدر مشروطه» (تهران، چاپ اول، نشر اختران، ۱۳۸۷) به بازار کتاب آمده است. نویسنده کتاب در پیش‌گفتار خود، با این اعتقاد «که جنبش روشنفکری ما به نقد جدی و همه‌جانبه‌ای نیاز دارد، پرداختن به سیر تحولات اندیشه سیاسی ملکم را ضروری» (ص ۱۷ پیش‌گفتار) می‌داند و می‌نویسد: «... از آن جا که در مطالعاتم هرچه بیشتر به مظاهر کلی‌گویی، شتابزدگی در قضاوت، یکجانبه‌نگری، کلیشه‌پردازی، عوامانه کردن ارزش‌های داوری،... در سنجش آرا و فعالیت‌های روشنفکران و، به طور خاص، روشنفکران صدر مشروطه مواجه می‌شدم و چون موضوع کتاب بحث در مورد اندیشه‌ها و فعالیت‌های سیاسی ملکم‌خان بود، ضروری دیدم در فصل دوم کتاب به بخشی از آرای انتقادی اندیشمندان و پژوهشگران در این مورد بپردازم. این ضرورت حاصل این امر نیز هست که در پس از انقلاب اسلامی نوعی رویکرد ضدروشنفکرانه‌ی پوپولیستی تحت حمایت‌های لازم تقویت شد...» (پیش‌گفتار ص ۱۷)
به همین جهت چنانکه در پشت جلد کتاب آمده است، در این فصل، یعنی «در فصل دوم کتاب، آرای برخی پژوهشگران، به ویژه آرای ماشاءالله آجودانی در کتاب مشروطه ایرانی... با رویکردی انتقادی تحلیل شده است». نویسنده در بخش دیگری از پیش‌گفتار خود در جهت افشای «این وجه خاصِ برخورد به جنبش روشنفکری و روشنفکران، در پس از انقلاب اسلامی» که لابد «تحت حمایت‌های لازم تقویت» شده‌اند به «تلاش تحلیل‌پردازانه‌ای اشاره می‌کند: «که از پیش بر آن بود تا «فرصت‌طلبی‌های کاسبکارانه سیاسی» و «رذالت‌های» روشنفکران را عامل وضع نابسامان سیاسی ـ اجتماعی بشناساند. در این صورت تحلیل‌پردازی نیز باز، این ملکم‌خان بود که تصویر تمام نمای این «رذالت‌های» روشنفکری را می‌نمایاند. برای نمونه، ماشاءالله آجودانی ملکم‌خان را از این منظر مورد سرزنش قرار می‌دهد که او در دوره‌ی نخست فعالیت‌های سیاسی‌اش طرفدار تاسیس حکومت مبتنی بر اصول و قوانین حکومت‌های باختری بوده است، اما به علّت «فرصت‌طلبی‌های کاسبکارانه سیاسی» از «اصول عقاید و اندیشه‌های سیاسی خود» صرف‌ نظر کرد و در دوره‌ی بعد فعالیتش به هنگام انتشار روزنامه‌ی قانون «مدافع حکومت شرعی... آن هم فقط به ریاست مجتهد اعدل اعلم افضل» شد» (ص ۱۵ پیش‌گفتار)

ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 11 مهر 1388 | 10:57 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
  آذری یا زبان باستان آذربایجان نوشته ی احمد کسروی تبریزی

چاپ نخست (ویرایش نو)، 1385  نشر هزار تلفن: ۸۸۹۵۱۳۱۲
سرزمین آذربایجان که از جایگاه های اصلی آریاییان و از کانون های مهم فرهنگ و زبان های ایرانی است، تا پیش از هجوم اسکندر به ایران، «ماد خرد» نامیده می شد. پس از خیزش آتورپات، سردار دلیر ایرانی در برابر اسکندر، این سرزمین «آتورپاتکان» نام گرفت – که نام امروزی «آذربایجان» گونه ی دگرگونی یافته ی نام «آتورپاتکان» است.
احمد کسروی (۱۳۲۴ - ۱۲۶۹) تاریخ نگار، فرهنگ شناس و زبان شناس برجسته ی معاصر، در این کتاب با نشان دادن نمونه هایی از زبان و واژگان آذری، ایرانی بودن زبان آذری (زبان آذربایجانیان پیش از ورود زبان ترکی) را اثبات می کند و هم خانوادگی این زبان را با دیگر زبان های ایرانی همچون کردی، بلوچی، مازندرانی، تاتی، تالشی و گیلانی می نمایاند.
در گفتاری جداگانه، چگونگی ورود زبان ترکی به آذربایجان از دیدگاه تاریخی بررسی شده است.
آذری (چاپ ۱۳۲۵) را به گونه ی Pdf از (اینجا) دریافت كنید.

  آذربایجان و اران نوشته ی پرفسور عنایت الله رضا
چاپ نخست (ویرایش سوم به همراه عکس ها و نقشه های تاریخی آذربایجان)، 1385
ناشر: نشر هزار  تلفن: ۸۸۹۵۱۳۱۲
پرفسور عنایت الله رضا در این کتاب به یکی از مسائل مهم تاریخی معاصر می پردازد: مسئله ی آذربایجان. در دهه های آغازین سده ی بیستم میلادی، به دنبال سرخوردگی بر آمده از شکست های دوران قاجار، که به جداشدن سرزمین هایی از پیکر ایران در شمال و شرق کشور انجامیده بود، گروهی از سیاستمداران کشور «اران» در شمال رود ارس، کشور خود را «جمهوری آذربایجان» نامیدند. این کار در آغاز تنها شگفتی دولتمردان و دانشمندان ایران را برانگیخت و رفته رفته، نیت سیاستمداران ارانی که تحت تاثیر ترکیه ی عثمانی، پروژه ی جعل تاریخ برای ترکی زبانان قفقاز و آناتولی پیش می بردند، روشن شد: اینان می کوشند چنین وانمود کنند که سرزمین آذربایجان دو پاره شده و گروهی از آذربایجانیان که در جنوب رود ارس جای دارند، باید به همراه سرزمین خود، استان همیشه ایرانی آذربایجان، به کشور «اران»، در شمال رود ارس، به پیوندند. اوج این تحرکات به روزگار اشغال ایران از سوی نیروههای متفقین (آمریکا، روسیه و انگلستان) روی داد که تشکل بیگانه ساخته ی «فرقه ی دموکرات»، با استفاده از نیروی نظامی روسیه، اقداماتی را برای جدا کردن آذربایجان از پیکر ایران، انجام داد. چنانکه می دانیم، این خطر با تدبیر احمد قوام، سیاست مرد برجسته ی ایرانی، برطرف شد.
پرفسور رضا، تاریخ نگار معاصر در این کتاب، با بررسی جغرافیای تاریخی ایران و قفقاز، مرزهای دو سرزمین «آذربایجان» در جنوب روس ارس و «اران» در شمال رود ارس را ترسیم می کند. در ادامه، او چگونگی ورود عنصر «ترک» به تاریخ، حرکت آن به غرب، و چگونگی ورود آن به آذربایجان، قفقاز و آناتولی را نشان می دهد.
در فصلی از این کتاب با چهره ی فرهنگی این سرزمینها به روزگار ورود ترکان آشنا می شویم و از پیروزی فرهنگی آریاییان آذربایجان بر عنصر ترک آگاهی می یابیم. پاسخ به ادعاهای تاریخ نگاران پان تورکیست ترکیه و جمهوری آذربایجان که ادعا می کنند، عنصر قومی ترک پیش از همه ی قومهای دیگر در این سرزمینها حضور داشته است و آشنایی با دیگر قوم ها و ملت های مقیم در قفقاز و «اران»، از دیگر مطالب این کتاب است.
نویسنده در فصلی دیگر از این کتاب، روند ورود زبان ترکی به آذربایجان و تحمیل آن بر آریاییان آذربایجانی را بررسی می کند.




طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 11 مهر 1388 | 10:54 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.