تبلیغات
هانون را شنیده ای؟ - مطالب هفته چهارم شهریور 1388

بزرگ ترین خائن به ادبیات مدرن چه کسی ممکن است جز چخوف باشد با آن جمله ابلهانه اش که تفنگی که قبلاً به دیوار نصب می شود، حتماً باید شلیک شود. این کالایی شدن بیش از حد داستان است که داستان را به حکایتی ماشینی بدل می کند، برعکس قصه گویان کهن که همیشه حادثه ای را فراموش می کردند یا شخصیتی را بنا به تجربه خویش به داستان می افزودند، این حکم چخوف اگر چه منتقدان زیادی پیدا کرد، اما منتقدانی که در نهان کلاه شان را به احترام این جمله نبوغانه برمی داشتند. از همین رو، داستان برایشان چیزی به جز زنجیره ای دقیق از حوادث نبود، حال چه زنجیره ای ارسطویی و چه زنجیره ای رب گریه ای. بهترین داستان ها برعکس، این زنجیر را پاره می کنند، از نظر آنها کلیت داستان یا ساختارش ربط چندانی به توالی منطقی حوادث ندارد، کوزینسکی از این منظر بهترین مثال است. او در پی این نیست که فلان منتقد بگوید می تواند چندین فصل کتاب را بزند یا اینکه نمی تواند شروع و پایان کتاب را بر مبنای روابط علت و معلولی توضیح دهد. این چنین منتقدانی تنها آنهایی اند که نمی فهمند قصه خوب آن است که نویسنده و خواننده هر دو مهره های پشت شان بلرزد، آرزو کنند کتاب تمام شود در حالی که عزادار پایان یافتنی بودن کتاب هستند.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : چهارشنبه 25 شهریور 1388 | 13:35 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

 چند روزی بود که خسته از کار برمی گشت. همیشه وقتی می رسید خانه، منور خانم اول یک استکان چای تازه دم جلویش می گذاشت و بعد می رفت که بساط شام را علم کند. در آن فاصله بچه ها می ریختند دور پدرشان و از سر و کولش بالا می رفتند. وحید نقل مدرسه شان را می گفت و این که تیمشان چند تا گل زده به تیم مدرسه قریب، حمیده برایش تعریف می کرد که خانم ناظمشان را چقدر بچه ها اذیت می کنند. اما آن شب انگار در هیچ کدامشان حال و حوصله نبود.
یک اتاق بزرگ داشتند و یک اتاق کوچک، در بالاخانه ای در خیابان نایب السلطنه. زمستان ها که می شد همه زندگیشان در همان اتاق بزرگ بود، همان جا را گرم نگاه می داشتند، منورخانم حتی المقدور نمی رفت آشپزخانه پائین که سرد بود و حوصله روگرفتن موقع آشپزی هم نداشت. در همان اتاق روی چراغ خوراک پزی غذا را گرم می کرد یا اگر ساده بود همان جا می پخت. اتاق کوچک هم بسته بود، رختخواب ها در آن بود و زمستان سرما چنان در آن لانه داشت که به جای یخچال به کار می رفت. هندوانه و خربزه ای که گاهی مرد خانه با خودش می آورد آن جا بود و همین طور غذاهای شب قبل. منور خانم صرفه جوئی می کرد و اسراف را نجس می دانست. همه شان می دانستند که دارند پول جمع می کنند که سرپناهی بخرند یا بسازند.
ولی همان جا هم خوش بودند، خانه شان گرم بود، یعنی جز همان یک اتاق که چراغ آلادین کنارش بود هیچ جا گرم نبود اما دلشان گرم بود. صاحبخانه شان هم آدم بدی نبود. شاید رعایت آقا ناصر را می کرد که می گفتند در نخست وزیری کار می کند.


ادامه داستان

طبقه بندی:

تاریخ : چهارشنبه 25 شهریور 1388 | 13:32 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

  در سال 1900 میلادی ( مظفر الدین شاه) به فرانسه سفر كرد و با دیدن دستگاه سینما توگراف مجذوب آن شد. تعریفی كه وی از این دستگاه ارائه كرد، این بود:(( دستگاهی است كه بر روی دیوار می اندازند و مردم در آن حركت می كنند)). به دستور شاه دستگاه سینما توگراف خریداری شد و اولین فیلمبردار همان عكاس دربار و همراه شاه یعنی ( میرزا ابراهیم خان عكاس- باشی) بود.
اولین سالن سینما در سال 1283 ه.ش در خیابان چراغ گاز توسط ابراهیم خان صحاف باشی افتتاح شد.
نخستین فیلمبردار تحصیل كرده و حرفه ای خان بابا معتضدی بود كه برای اولین بار فیلم خبری ساخت و به دستور وزیر جنگ از مجلس موسسان فیلم گرفت و از مراسم تاجگذاری رضا شاه فیلمبرداری كرد. معتضدی اولین لابراتوار ظهور فیلم را در زیر زمین خانه اش دایر كرد.

پیشگامان سینمای ایران
1 آوانس اوگانیانس: اولین كارگردان فیلمهای بلند و سینمایی در ایران بود. او در رشته سینما در مسكو تحصیل كرده بود و به ایران مهاجرت كرد و سر انجام اولین(( مدرسه آرتیستی سینما)) را در سال 1309در خیابان علاءالدوله تاسیس كرد و در همین سال نیز فیلم بلند سینمایی ایران را ساخت. دل مشغولی های اوگانیآنس تهیه فیلمهای كمدی و خنده دار بود.
اولین فیلم بلند سینمای ایران ، فیلمی با نآم آبی و رابی و ساخته اوگانیانس بود. این فیلم كمدی بود و توسط معتضدی فیلمبرداری شده بود. كه به طور كلی از بین رفت و از این فیلم جز خاطره هایی نوشته شده، چیزی موجود نیست.
دومین فیلم بلند داستانی سینمای ایران حاجی آقاآكتورسینما نام داشت كه این فیلم نیز توسط اوگانیانس ساخته شد. این فیلم نیز كمدی و صامت بود.



ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : چهارشنبه 25 شهریور 1388 | 13:28 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

  اینیاتسیو سیلونه (به ایتالیایی: Ignazio Silone) ‏، (۱ مه ۱۹۰۰ - ۲۲ اوت ۱۹۷۸ ) از نویسندگان معاصر ایتالیا است که در روستای «پچینا» از بخش «آبروز» به دنیا آمد.
اینیاتسیو سیلونه تولد ۱ مه ۱۹۰۰ روستای «پچینا» از بخش «آبروز» ایتالیا مرگ ۲۲ اوت ۱۹۷۸ایتالیا
سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمین‌لرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود آندره ژید و آرتور کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «نان و شراب» و «فانتامارا» و «کشت زیر برف» و «یک مشت توت» و «رازلوک» و «روباه و گل‌های کاملیا» را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی ضد فاشیسم علیه حکومت موسولینی مبارزه کرد.
در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نام های داریو بیوچا و مارو کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان می‌داد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی می‌کرده است. انتشار این اسناد جنجال فراوانی بر انگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود، و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.

یک مشت تمشک
خروجی اضطراری
دانه زیر برف
مکتب دیکتاتورها
نان و شراب


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:44 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

حمید مصدق به سال 1318 در شهرستان شهر رضا به دنیا آمد و پس ازطی دوره ابتدایی و متوسطه وارد دانشكده حقوق و اقتصاد تهران شد و با اخذ مدرك لیسانس در سال 1348 در موسسه اقتصادی به عنوان محقق كار مشغول شد . در سال 1350 پس از گذراندن دوره فوق لیسانس در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به عضویت هئیت علمی دانشگاه درآمد و به عنوان استادیار به تدریس پرداخت . حمید مصدق از سال 1353 عضو كانون وكلای دادگستری تهران بود و در كنار شغل وكالت و تدریس به سرودن شعر و انتشار مجموعه های شعری خود اشتغال یافت . وی درسال 1377 فوت نمود .
تحصیلات رسمی و حرفه ای : حمید مصدق آموزش دبستان و دبیرستانی را در شهرضا و اصفهان به پایان برد . در سال 1338 به تهران آمد و رشته ی بازرگانی موسسه ی علوم و اداری و بازرگانی را به پایان برد سپس در دانشگاه به كار پرداخت و ضمن كار به تحصیل خود ادامه داد و از ذانشكده ی حقوق تهران موفق به دریافت لیسانس و سپس فوق لیسانس حقوق از دانشگاه ملی شد . [ زندگی نامه شاعران ایران ، تالیف و گردآوری : لیلا صوفی ، ص 382 ]
خاطرات و وقایع تحصیل : حمید مصدق در مورد چگونگی سرودن منظومه ی « درفش كاویانی » چنین تعریف می كند : « در سال 39 من دانشجویی بودم كه در دانشكده حقوق دانشگاه تهران درس می خواندم در آن دوران بسیاری از دانشجویان پنهان و آشكار مبارزاتی را علیه رژیم انجام می دادند و این خوشایند مسئولان دانشگاه نبود . یك روز یكی از استادان در كلاس درس به نارضایتی دانشجویان گفت : برخی از دانشجویان شكایت می كنند كه در جامعه برای جوانان كار پیدا نمی شود این فقط یك بهانه است از شما دانشجویان برای هر یك داوطلب هستید ، حاضرم فورا كار پیدا كنم . اما فكر نمی كنم شما اهل كار و تلاش باشید ، حالا چه كسی می خواهد كار كند ؟ فورا از جایم برخاستم و گفتم : من استاد حاضرم كار كنم ، من درحقیقت نیازی به كار كردن نداشتم ، اما برای این كه حرف دوستان دانشجویم را به كرسی بنشانم ، داوطلب كار شدم ،استاد فكری كرد و ‌گفت : فردا صبح به دیدنم بیا تا تو را سر كار بفرستم روز بعد به دیدنش رفتم استاد نشانی یكی از كوره های آجرپزی را در جنوب شهر تهران بود به من داد و گفت : با صاحب كوره صحبت كردم قرار شده از فردا در آنجا مشغول كار بشوی . صبح با عزمی جزم لباس كار پوشیدم و روانه شدم در آجر پزی مرا مامور كوره كردند . كاری طاقت فرسا در اوج گرمای تابستان به مدت هشت ساعت كنار كوره می ایستادم و حرارت آن را زیر نظر می گرفتم ، هنگام شب در جمع كارگران می نشستم و با درد و رنج زندگی آنها آشنا می شدم . كارگران مردان تهیدست بودند كه بخاطر بیكاری به همراه زن وفرزند از روستاها به تهران آمده بودند و در حلبی آباد در كنار كوره های سوزان زندگی فلاكت بار داشتند نیمی از كارگران را كودكان تشكیل می داند این كودكان را در روستای خراسان و یا در مقابل پرداخت مبلغی ناچیزی از والدینش جدا كرده و با كامیون به كوره ها آورده بودند تا كار كنند .


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:42 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

 بی حضور تو
           تنهائی
           می بارد بر شانه های عریانم
شب سردیست
من دستهایت را
در حقیقتی به نام زندگی گم کرده ام 
         ( شعر از مریم تاجیک  ) 
    
مریم تاجیک متولد 1365 تهران طراح و گرافیست عاشق هنر. شعر طبیعت فعالیتها: طراحی و تصویر سازی انجام هنر محیطی و تدریس نقاشی به کودکان و بزرگسالان
مریم تاجیک متولد سال ۱۳۴۵ تحصیلاتش را در زمینه کامپیوتر در دانشگاه اصفهان به پایان رسانده و از سال ۱۳۷۲ به‌طور حرفه‌ای به نقاشی پرداخت.
وی که از اعضای انجمن هنرمندان نقاش بود آثارش را در چند نمایشگاه انفرادی به نمایش گذاشت و در چندین نمایشگاه گروهی مشارکت کرد.
در سال ۱۹۹۹ مریم تاجیک موفق شد جایزه‌ی اول دومین دوره نمایشگاه و مسابقه‌ بین‌المللی سالانه کالیفرنیا را به‌دست آورد.
در سال ۱۳۸۲ محموعه شعری از او با عنوان " تا تقاطع خطوط موازی به انتظارت خواهم نشست" توسط نشر آرویج به چاپ رسید.
مریم تاجیک ،هنرمند نقاش روز جمعه دوازدهم خرداد ۸۵ در گذشت. پیكر او در شهریار به خاک سپرده شده ‌است.
 یکی از اشعار او از کتاب " تا تقاطع خطوط موازی به انتظارت خواهم نشست"


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:41 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
   ردپای جنگ‌های داخلی اسپانیا
توضیح مختصر:تنها نمایشنامه‌ی
ارنست همینگوی اسطوره‌ی د‌‌‌‌‌استان نویسی قرن بیستم د‌‌‌‌‌ر حال و هوای جنگ‌های د‌‌‌‌‌اخلی اسپانیا می‌گذرد‌‌‌‌‌ ... (همراه با تحلیل اثر) د‌ر خلال جنگ‌های د‌اخلی اسپانیا، یک آمریکایی به‌نام فیلیپ راولینگ، د‌ر پوشش خبرنگاری که برای روزنامه‌های آمریکایی خبر تهیه می‌کند‌، به عملیات ضد‌جاسوسی به‌نفع کمونیست‌ها و بر ضد‌ فاشیست‌های تحت فرمان ژنرال فرانکو، می‌پرد‌ازد‌. د‌ر محل اقامت موقت وی –هتل فلورید‌ای شهر ماد‌رید‌– د‌و خبرنگار آمریکایی د‌یگر به‌نام‌های رابرت پریستون و د‌ورتی بریجز زند‌گی می‌کنند‌. رابرت، مرد‌ متأهلی است که از فیلیپ به این علت که معشوقه‌ی وی –د‌ورتی- را از چنگش د‌ر‌آورد‌ه متنفر است. د‌ورتی بریجز د‌ختر جوان زیبایی است که...
"ستون پنجم" اولین و تنها نمایشنامه"ارنست همینگوی" با ترجمه و تحلیل كیهان بهمنی منتشر شد.
او در 1938 ستون پنجم را به همراه چهل و نه داستان دیگر منتشر می‌كند. بدیهی است كه
ارنست همینگوی بر مبنای تجربه‌های زندگی‌اش دست به قلم می‌بَرد و واقعیت‌های دریافت شده را از صافی ذهن و تخیلش می‌گذراند، بنابراین باورپذیری آثارش از شفافیت و صراحت ویژه‌ای برخوردار است.
مترجم كتاب"ستون پنجم" را به سه قسمت"زندگی‌نامه"، "نمایشنامه" و"تحلیل نمایشنامه" تقسیم كرده است. او در مقدمه خود می نویسد:«هم سویی افكار ارنست همینگوی با فلسفه‌ای كه سال‌ها پیش از او، فیلسوف نابغه ایرانی، حكیم عمر خیام، در اشعار خود به نحوی عنوان كرده بود، درك این اثر را برای خواننده ایرانی آسان‌تر خواهد كرد. از این رو در بخش پایانی كتاب، سعی كرده‌ام تا با گوشه چشمی به تفكرات خیام، زوایای دست نیافتنی این اثر مهجور همینگوی را روشن كنم.»
در این ترجمه، دكتر جلال سخنور به عنوان استاد راهنما و لیلی فرهادپور به عنوان ویراستار، كیهان بهمنی را ‌یاری كرده‌اند تا ترجمه‌اش از خطاهای احتمالی مبرا باشد

ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:38 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

گزارشی از"اُپرت‌ها"ی میرزاده عشقی
اُپرت‌ها(نمایش‌های آهنگین) میرزاده عشقی، عنوان كتابی است متشكل از سه نمایشنامه آهنگین از شاعر و نمایشنامه‌نویس اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره رضاخانی كه توسط نشر قطره منتشر شده است.
در فهرست این كتاب"درباره میرزاده عشقی"، ‌"رستاخیز سلاطین ایران در خرابه‌های مداین"، "دیباچه"، "حلواء الفقرا" و"اپرت، نمایش تمام آهنگی"، "بچه گدا و دكتر نیكوكاری" دیده می‌شود كه در مجموع در برگیرنده 77 صفحه است. این كتاب در 1100 نسخه و به بهای 1000 تومان منتشر شده است. علاقه‌مندان به تئاتر و پژوهش‌های تئاتری با خرید این كتاب با گوشه‌ای از نخستین تلاش‌های بزرگمردان ایرانی برای ارتقای سطح كیفی فرهنگی عمومی از طریق هنر نمایشی آشنا خواهند شد.
زندگی عشقی، شاعر و مبارز
سیدمحمدرضا میرزاده عشقی، فرزند حاج سیدابوالقاسم كردستانی، در دوازدهم جمادی الاخر 1312 هـ.ق (1273 هـ.ق) در همدان متولد شد. او در مدرسه الفت و آلیانس تهران ادبیات فارسی و زبان فرانسه را فراگرفت. در هفده سالگی درس و مدرسه را رها كرد و به كارهای اجتماعی علاقه نشان داد. در 1332 هـ.ق روزنامه"نامه عشقی" را در همدان منتشر كرد و در آغاز جنگ جهانی اول به استانبول رفت كه كانون فعالیت ملیون بود. نخستین شعرهای خود، از جمله نوروزی‌نامه و اپرای"رستاخیز سلاطین ایران در خرابه‌های مداین" را در آن جا سرود. در بازگشت به ایران به آزادی‌خواهان پیوست و مبارزه سخت و بی‌امانی را علیه وثوق‌الدوله(عامل قرارداد ننگین 1919) آغاز كرد. او تنها به سرودن شعر قناعت نكرد، بلكه با سخنرانی‌ها و مقالات تند، عرصه را بر وثوق‌الدوله تنگ ساخت. عامل قراردادی كه به قول عشقی"سند فروش ایران به انگلستان" بود و در نهایت او را به زندان انداختند.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:36 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

شاهرخ دولكو متولد 1343 اهواز، لیسانس سینما در رشته تدوین و فوق لیسانس ادبیات دراماتیك می باشد. همكاری با مطبوعات سینمایی را از سال 1363 با مجلات فیلم، فیلم اینترنشنال، سروش و ... آغاز كرد. مسئول بخش سینمایی مجله سروش شد. فعالیت در زمینه ی ساخت كلیپ را از سال 1373 با اولین ویدئو كلیپ رسمی به نام «برادر بی قراره» شروع نمود و كلیپ های: «الا یا ایها ساقی»، «بازگشت»، «افق»، «جنون»، «خون آشام»، «داستان پرواز»، «سپید و سیاه» را نیز ساخت. او نگارش چند فیلمنامه در مدرسه كارگاهی فیلمنامه نویسی حوزه هنری را نیز در پرونده خود دارد. از دیگر فعالیت های وی می توان به: ساخت ویدئو كلیپ های سرگذشتنامه ای برای برخی از هنرمندان از جمله: عزت اله انتظامی، جمشید مشایخی، ژاله علو، نیكو خردمند، ساخت بیش از 1500 آگهی تبلیغاتی برای شركت های بزرگ تبلیغاتی و برندهای مشهوری چون: ایران خودرو، بانك مسكن، اسنواو...، اجرا و كارشناسی چندین برنامه تلویزیونی از جمله: 5 دوره از برنامه سینما، 1 سودای سیمرغ،‌ سینما سینماو... اشاره كرد. از جمله جشنواره هایی كه شركت كرده: برنده جایزه سومین كلیپ برتر (بازگشت) از جشنواره سوره برنده جایزه اولین كلیپ برتر (سپید و سیاه)، از جشنواره سیما داور بخش كلیپ جشنواره های اول و دوم فیلم های دانشجویی صدا و سیما داور بخش كلیپ جشنواره دفاع مقدس داور بخش كلیپ جشنواره آخرین منجی بوده است.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:35 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

 کارتون ادیتورال (Editorial Cartoon) یا «کاریکاتور روزنامه‌ای»، مانند بسیاری از پدیده‌های هنری عصر ما، ارمغانیست از دوران رنسانس و تجدید حیات هنری اروپا. با نگاه به گذشته، ردپای این هنر مردمی را تا پاپیروس‌های مصری نیز می‌توان یافت. ولی چیزی که ما امروز آن را کاریکاتور روزنامه‌ای می‌نامیم و می‌شناسیم، به شکل کنونی در قرن هفدهم میلادی شکل گرفت. پدید آمدن شیوه‌های تازه‌ای برای تکثیر یک اثر هنری در آن سال‌ها، مثل لیتوگرافی، کلیشه سازی، کنده‌کاری و چاپ، کاریکاتور را به شکل هنری مردمی، مطلوب عامه کرد. در نخستین روزهای نشو و نمای این هنر، با نام‌هایی چون «اگوستینو کاراچی Agustino Caracci» و «جیوانی برنی‌نی Giovanni Barnini» در ایتالیا به عنوان پیشگامان هنر کاریکاتور و طنز ترسیمی برمی‌خوریم. ولی اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی ایتالیا در آن زمان، به گونه‌ای نبود که این هنر بتواند بدان‌سان که باید و شاید تاثیری فراگیر داشته باشد.
در اواخر قرن هفدهم میلادی، آزادی بی قید و بند مطبوعات در هلند از سویی و گرد آمدن گروه بسیاری از نقاشان و هنرمندان وقت در این کشور، هلند را میدان فعالیت کاریکاتوریست پرکاری چون «رومین دو هوگ Romin De Hoog » ساخت. شهرت و محبوبیت او حتی از مرزهای کشورش فراتر رفت تا جایی که کاریکاتورهایش با ترجمه و زیرنویس، راهی فرانسه و انگلستان شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:34 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

داریوش مهرجویی در پشت صحنهٔ فیلم‌برداری دایرهٔ مینا (۱۳۵۳)
* خلاصهٔ داستان
 پسر جوانی به نام علی، که با خانواده‌اش در محله‌های حاشیه‌نشین تهران زندگی می‌کند پدر بیمارش،  را برای معالجه به بیمارستان بزرگی می‌برد، نمی‌تواند پدرش را بستری کند و در پیاده‌رو کنار نرده‌های بیمارستان چند روزی را سپری می‌کنند تا این که با شخصی به نام سامری،  روبه‌رو می‌شوند. پدر از او کمک می‌خواهد، سامری به پدر و پسر می‌گوید که اگر می‌خواهند به سادگی پول زیادی به دست آورند فردای آن روز صبح زود ساعت شش سر چهارراه منتظر او باشند. صبح روز بعد سامری، علی و پدرش را سوار کامیونی می‌کند که چند نفر دیگر در آن هستند. آن‌ها نمی‌دانند برای چه و به کجا می‌روند و پرسش‌های‌شان بی پاسخ می‌ماند. در آزمایشگاه پدر متوجه می‌شود که می‌خواهند از او خون بگیرند او اعتراض می‌کند و اجازه نمی‌دهد از او خون بگیرند ولی از علی خون گرفته می‌شود و سامری در مقابل ۲۰ تومان به او می‌دهد. سامری دلال خون است و خون مستمندان و معتادان را ارزان می‌خرد و به بیمارستان‌ها می‌فروشد. علی طی رفت و آمد به بیمارستان با اسماعیل،  و پرستار جوانی به نام زهرا،  آشنا می‌شود. سامری از پسر می‌خواهد برای او کار کند و برای آزمایشگاه خون‌گیری دهندهٔ خون جمع‌آوری کند و بدین ترتیب علی تبدیل به یکی از پادوهای سامری می‌شود. حال پدر روز به روز وخیم‌تر شده تا این که می‌میرد. علی در این کار روز به روز جلوتر می‌رود و زندگی تازه‌ای را شروع می‌کند.


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:33 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
   2500 سال درام نویسی در 2 كتاب
 درام نویسی جهان، لااقل به روایت غربی ها، با تراژدی های یونان باستان و از قرن پنجم پیش از میلاد شروع شد و تا امروز با تجربه ها و گرایش های گوناگون و متنوع ادامه یافته است. آثار درام را می توان در 3 گونه تراژدی، كمدی و ملودرام تقسیم بندی كرد كه در طول 2500 سال گذشته در مكتب های ادبی متفاوتی چون كلاسیسم، رمانتیسیسم، رئالیسم، ناتورالیسم و... پا به عرصه وجود گذاشته اند.
با چنین پیشینه گسترده، تاریخ درام نویسی و درام نویسان جهان به دفتری قطور و پربرگ تبدیل شده كه تورق آن نیازمند حوصله، وقت و دقت زیاد است. از این رو مجموعه ای كه به طور خلاصه و فشرده تمام تاریخ درام نویسی را در بر بگیرد، می تواند راهگشای دانشجویان سطوح پایین تئاتر و علاقه مندان هنرهای نمایشی باشد.
مجموعه 2 جلدی درام نویسان جهان كه به كوشش منصور خلج و ستاره صالحی گرد آمده است، به معرفی 111 نمایشنامه نویس جهان می پردازد. اشیل یونانی، قدیمی ترین نویسنده ای است كه این مجموعه 2 جلدی با آن آغاز می شود و سام شیارد جدیدترین درام نویسی است كه خلج و صالحی به معرفی آن می پردازند. با این حساب جای نمایشنامه نویسانی كه از دهه 80 میلادی قرن بیستم وارد این وادی شده اند، در این مجموعه خالی است. علاوه بر این تعدادی از نویسندگانی كه اثری از آنان به فارسی ترجمه نشده است و در ایران شناخته شده نیستند، در این مجموعه جایی پیدا نكرده اند.
مجموعه 2 جلدی درام نویسان جهان، در شرح حال نویسندگان تنها به كتاب ها و آثاری كه از آنان برجای مانده است می پردازد كه با توجه به 3 یا 4 صفحه ای كه به هر نمایشنامه نویس اختصاص یافته، طبیعی است.
منصور خلج با همكاری ستاره صالحی، مجموعه ای را با همت پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی پدید آورده است كه می تواند اطلاعات مفید و البته مقدماتی در اختیار خوانندگان قرار دهد./ مهدی یاورمنش



طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:29 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

  مرحوم سعید نفیسی (1274-1345)، استاد دانشگاه تهران و از پرکارترین محققان و ادیبان دوران معاصر بود. ده­ها کتاب و صدها مقاله تحقیقی در زمینه های اجتماعی، تاریخی، و ادبی از او منتشر شده است. آثارش متعدد ومتنوع است.
سعید نفیسی، از خانواده سرشناس و فرهیخته عصر مشروطیت، فرزند ناظم الاطبا طبیب ناصرالدینشاه و مطفرالدینشاه بود.
نفیسی با بسیاری از رجال ادبی و سیاسی دوران معاصر معاشر بود و یا با تعدادی زیادی از آنها مراوده نزدیک داشت. او در فاصله سالهای 1336 و 1340 شمسی، ده سال پیش از درگذشتش، بنابر درخواست دوستان و نزدیکانش خاطراتش را تدوین کرد که در همان سال­ها در مجله " سپید و سیاه " منتشر می شد.
نفیسی در توصیف وتحلیل و تعریف اشخاص وشخصیت هایی که با آنها معاشر بود دقت و مهارتی بکار می برد که از ورای آنها می­توان به اوضاع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی سال­های بعد از مشروطیت پی برد.
انقراض سلسله قاجار و روی کار آمدن سلسله پهلوی و آغاز نوسازی و نوآوری در ایران بعد از مشروطیت؛ مشروطیتی که بخوبی پا نگرفت، اهمیت این سال­ها را در تاریخ تحولات دوران معاصر ایران نشان می­دهد. این کتاب از سالهای پیش از مشروطیت تا دهه 1330 شمسی گسترده است.
با مطالعه این خاطرات می­توان به شناخت جامعه ایران بعد از مشروطیت دست یافت. من اهم استنباط های خود را، با تاکید بر امر آموزش و پرورش، پس از مطالعه این خاطرات از اوضاع و شرایط جامعه ایران آن عصر می­توانم به شرح زیر به اختصار بیان کنم.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:28 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

 سیاست های صنعتی در دوران رضاشاه
کتاب حاضر به توصیف آماری و تشریح مهم ترین سیاست های صنعتی اتخاذ شده توسط دولت پهلوی اول پرداخته است. 
آغاز سیاست گذاری در جهت بکارگیری صنایع نوین در ایران به اوایل دوره قاجار بازمی گردد. برخی از دولت های این دوره مانند امیرکبیر و سپهسالار در جهت صنعتی کردن ایران سیاست هایی را اتخاذ کردند اما همواره بسیاری از سیاست ها و برنامه های صنعتی به مرحله عمل درنیامد تا اینکه با روی کار آمدن رضاشاه، روند صنعتی شدن ایران و سیاست گذاری در این زمینه وارد مرحله جدیدی شد.
دولت پهلوی با درنظرگرفتن نظام برنامه ریزی به صورت رسمی به سیاست گذاری در زمینه صنعت پرداخت. در اولین مرحله، دولت مراکز و نهادهایی در جهت برنامه ریزی صنعتی تشکیل داد تا در کنار مقام سلطنت، دربار، مجلس شورای ملی و هیئت وزیران به اتخاذ تدابیر صنعتی بپردازد. در مرحله ای دیگر دولت مطابق با بسیاری از نیازهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی جامعه سیاست های صنعتی را در قالب قوانین، مقررات، اساس نامه، نظام نامه و متحد المال تصویب کرد. این برنامه ها در پنج گروه تنظیم شد: ضوابط و مقررات حقوقی، تربیت نیروی متخصص و ماهر، راه اندازی تاسیسات صنعتی، تخصیص منابع مالی و تاسیس موسسه ها و نهادهای ذی ربط برای به اجرا درآوردن سیاست های صنعتی اتخاذ شده از سوی دولت.
"سیاست های صنعتی در دوران رضاشاه" به توصیف آماری و بررسی و تشریح مهم ترین سیاست های صنعتی اتخاذ شده توسط دولت پهلوی اول پرداخته است.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:26 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

  داش آکل داستانی کوتاه به زبان فارسی و یکی از شاهکارهای صادق هدایت است.‌
 *خلاصه داستان :حاج صمد قبل از مرگ، داش آکل را به عنوان وصی خود برمی گزیند. آکل به مرجان، دختر حاج صمد دل می بندد و چون نمی تواند ماجرای عشق خود را بازگو کند به شراب خواری رو می آورد. پس از چندی برای مرجان خواستگار می آید و آکل برخلاف میل درونی اش مراسم عروسی را مهیا می کند و اموال حاج صمد را به داماد می سپارد. شب عروسی موقع بازگشت آکل از می فروشی کاکا رستم، رقیب شرور داش آکل با چند تن از یارانش راه را بر آکل می بندند و او را مورد تمسخر و تحقیر قرار می دهند.  آکل برای غروب روز بعد با کاکارستم وعده نبرد می گذارد. آکل کاکارستم را شکست می دهد. اما از کشتن او خودداری می کند. موقعی که آکل پشت صحنه نبرد می کند. کاکارستم قداره آکل را در پشت او فرو می کند. آکل در حالیکه زخم خورده است، کاکارستم را خفه می کند و فردای روز بعد در خانه اش جان می دهد.
* قسمت هایی از متن اصلی کتاب
از طرف دیگر داش آكل را همه اهل شیراز دوست داشتند . چه او در همان حال كه محله سردزك را قرق میكرد ، كاری به كار زنها و بچه‌ها نداشت ، بلكه بر عكس با مردم به مهربانی رفتار میكرد
داش آكل مردی سی و پنجساله ، تنومند ولی بد سیما بود . هر كس دفعه اول او را میدید قیافه اش توی ذوق میزد ، اما اگر یك مجلس پای صحبت او می نشستند یا حكایت هائی كه از دورة زندگی او ورد زبانها بود  میشنیدند، آدم را شیفته او میكرد.


ادامه داستان

طبقه بندی:

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1388 | 11:22 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ
خامش بر آستانه محراب عشق بود
من همچو موج ابر سپیدی کنار تو
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید
هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم
بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید
گویی فرشتگان خدا در کنار ما
با دستهای کوچکشان چنگ میزدند
درعطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود
محراب را زپاکی خود رنگ میزدند
پیشانی بلند تو در نور شمع ها
آرام و رام بود چو دریای روشنی
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود
در زیر پلکهای تو رویای روشنی
من تشنه صدای تو بودم که می سرود
در گوشم آن کلام خوش دلنواز را
چون کودکان که رفته ز خود گوش میکنند
افسانه های کهنه لبریز راز را
آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت
بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ
در سینه قلب روشن محراب می تپید
من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ
گفتم خموش آری و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز
در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو


طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1388 | 21:00 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

http://tinypic.info/files/oi5buo1s6ewyhx8p605t.jpg

قلسفه هنر: نگاهی اصولی و فلسفی بر هنر که

شامل نظریات گوناگون در باب هنر است...




طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1388 | 20:54 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

http://tinypic.info/files/czw87jt0x46rztt3a0uq.jpg

گذرنامه روح من :کتابی از آثار و زندگی بزرگان و روشنفکران

مانند:تولستوی،مارک تواین،پیکاسو، سقراط ،حافظ و..




طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1388 | 18:51 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات

http://tinypic.info/files/9s5lgxbvzyolupoam957.jpg

وان گوک:هنرمند سرشناس سبک پست امپرسیونیسم..

آثار او بسیار پر شور و دیدنیست، پیشنهاد میکنم حتما...




طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1388 | 12:47 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.