جمعه 10 خرداد 1392  14:32

سخن آغاز می شود اما با کدامین سلام...؟!

سلام نویدآور سلامت است و کجاست سلامت در میان جماعت زخم خورده ...؟!

جماعت زخم خورده ای که همه به نامردی از پشت خنجر خورده اند.

خنجرخورده از تمام باورهاشان...

باورهایی که زمانی به آنها شوق زیستن می داد.


افتان وخیزان با تمام زخمهای درونم به راه افتم.

مینگرم به هرآنچه بر سر راهم قرار می گیرد.

می اندیشم و ای کاش...

می اندیشم به کودکانی که جز معصومیت در نگاهشان چیزی نمی توان دید.

فکر فرداهایشان درد زخمهایم را چندین برابر می کند.

کودکی که طول عمر هفتادساله اش به ده سال رسید.

می اندیشم به دخترانی که غم در چشمانشان و تجربه در جوانی شان موج می زند.

دختر عاشق دیروز...

که امروز "عشق" در قلبش خشکیده است بدون امید به دوباره جوانه زدن.

پسر پر اشتیاق دیروز...

که امروز کلمه"رسیدن" برایش بی معنا می نماید.

خسته ام...

پلک هایم سنگین شده اند...

برای چشمانم آنگونه که باید توان دیدن نمانده است.

برای لحظه ای دیگر هیچ نمیبینم

ندیدن بهتر است یا ...


  • آخرین ویرایش:جمعه 10 خرداد 1392
نظرات()   
   
جمیله
پنجشنبه 3 مرداد 1392 02:47
خنجر عشقت نشیند روز و شب بر قلب من قطره قطره خون نشیند بر دل پر درد من

یک طرف عشق و جنون،یک طرف سودای غم ای خدا رحمی بکن بر این دل بی تاب من

مثل قطره در پی دریا دویدم از غمت ای دریغ از همدمی بر این دل شیدای من

عالمی دیدم در این دریای بی پایان عشق روح من،فریاد من،گنجینه احساس من


قاصدک آمد ولی افسوس از پیغام یار رفت از دیده و از دل ،قاصد رسوای من

گر چه گویند صبر ایوب گر کسی پیشه کند یوسف گمگشته را جوید دل مشتاق من

گر در این دنیا رود از قلب ما صبر و شکیب وای بر دل که دگر پیدا نکرد غم خوار من
ای مسلمانان ندانم چاره‌ی دل چون کنم
سه شنبه 14 خرداد 1392 18:42

ای مسلمانان ندانم چاره‌ی دل چون کنم یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم
عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوستر صدهزاران دل برای عاشقی پر خون کنم
سوختم در عاشقی تا ساختم با عاشقان عاجزم در کار خود یارب ندانم چون کنم
آتشی دارم درین دل گر شراری بر زنم آب دریاها بسوزم عالمی هامون کنم
آب دریاها بسوزد کوهها هامون شود من ز دیده چون ببارم آبها افزون کنم
مسکن من در بیابان مونس من آهوان هر کجا من نی زنم از خون دل جیحون کنم
گر شبی خود طوق گردد دست من در گردنش طوق فرمان را چو مه در گردن گردون کنم
ارمغان
یکشنبه 12 خرداد 1392 17:41
ندیدن من دردی را دوا نخواهد کرد!!!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic