یکشنبه 8 اردیبهشت 1392  14:18

در این نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند ....

من ساده دل نادان محبت آرزو کردم

*********************************************************

خدایا کودکان گل فروش را میبینی؟ ... مردان خانه به دوش ... دختران تن فروش ... واعظان دین فروش ... انسان های آدم فروش ... محراب های فرش فروش ... پسران کلیه فروش ... زبان های عشق فروش ... همه را میبینی؟ ... میخواهم یک تکه از آسمانت را بخرم ... زمینت دیگر بوی آدمیت نمیدهد....!!

*********************************************************

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد،

گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را.........

«دکتر علی شریعتی»

*********************************************************


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 7 خرداد 1392 22:38
!!!
دوشنبه 6 خرداد 1392 20:52
!!! => ؟؟؟
پاسخ امیر حسین (هانون) : ?
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 13:36
سلام. خسته نباشید.فقط این رو بدونید که خودتون خواستید.
پاسخ امیر حسین (هانون) : !!!
مهرنوش
شنبه 21 اردیبهشت 1392 19:21
سلام وبتون خیلی زیباست،موضوع پایان نامه کارشناسی ارشدم صورخیال در شعر حمید مصدق است.دارم در موردش کار میکن. لطفااگه در مورد این شاعر و زندگیش اطلاعاتی دارین در اختیارم بذارین. ممنون میشم.
بلبل
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 17:42
اتفاق خاصی قرار نیست بیفته!
مگه آزار داری مردم و زاوه را میخوای بکنی بزار توی خواب خفته شون بمونن
باران
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 09:00
تو از هر نزدیکی به من نزدیکتری ،

دوری و فاصله فقط برای کسانی معنی داره که دلهاشون از همدیگه دوره !


باران
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 08:58
اخرازشادی چشمان تو خواهم فهمید
که به خوابت
شب پیش
امده بودم
یا
نه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر