زندگی را به تمامی زندگی کن. دردنیا زندگی کن بی آنکه جزیی از آن باشی.همچون نیلوفری باش در آب ، زندگی در آب ،بدون تماس با آب! زندگی به موسیقی نزدیک تر است تا به ریاضیات. ریاضیات وابسته به ذهن اند و زندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند! زندگی سخت ساده است!خطر کن!وارد بازی شو!چه چیزی از دست می دهی؟با دستهای تهی آمده ایم،و با دستهای تهی خواهیم رفت.نه ، چیزی نیست که از دست بدهیم، فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند، تا سرزنده باشیم، تا ترانه ای زیبا بخوانیم، و فرصت به پایان خواهد رسید. آری، این گونه است که هر لحظه غنیمتی است!زندگی به هیچ روی اسرارآمیز نیست. زندگی بر هر برگ، هر درخت، بر تک تک شنهای ساحل دریا نوشته شده است. زندگی در هر یک از انوار زرین آفتاب گنجانیده است. به هر چه بر می خوری زندگی است، با تمام زیبایی اش! واقعی تر زندگی کن.نقاب ها را کنار بگذار.آنها بر قلبت سنگینی می کنند. همه ریاکاری ها را کنار بگذار. عریان باش. البته خالی از دردسر نخواهد بود، اما همین دردسر ارزش آن را دارد، زیرا تنها پس از آن دردسر است که رشد پیدا می کنی و بالغ می شوی. هر لحظه با گذشته وداع کن. در دنیای ناشناخته بمیر تا به دنیای ناشناخته راه یابی، با مردن و لحظه به لحظه تولد یافتن خواهی توانست زندگی را زندگی کنی و مرگ را نیز هم! تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! تلاش نکن عشق را بفهمی، عاشق شو! بگذار این قاعده اساسی زندگی باشد، یکی از اساسی ترین قواعد: هر چه نسبت به خودت باشی ،

 

 نسبت به دیگران هم همان خواهی بود. اگر خود را دوست بداری، دیگران را هم دوست خواهی داشت. زندگی فقط فرصتی است برای تعالی، برای بودن، برای شکوفا شدن. زندگی به خودی خود خالی است. تا وقتی خلاق نباشی قادر نخواهی بود آن را با رضایت خاطر پر کنی. تو نغمه ای در دل داری که باید سراییده شود و رقصی که باید به اجرا در آید.

 

مرگ تنها برای کسانی زیباست که، زیبا زندگی کرده اند! از زندگی نهراسیده اند! شهامت زندگی کردن را

 داشته اند! کسانی که عشق ورزیده اند، دست افشانده اند، و زندگی را جشن گرفته اند! پس: هر لحظه را به گونه ای زندگی کن، که گویی واپسین لحظه است.




شاید نتوانستم عشق مکمل خود را بیابم اما من میتوانم عاشقانه زندگی کنم من میتوان با عاشقانه زیستن زندگی ام را کامل کنم و سر شار شوم از شور زندگی و سرمست از عشق به زندگی من میتوانم در رویارویی با موانع فروتن باشم و پیروز گردم و روزهای پیروزی را در چشمانم پنهان نخواهم کرد و میگذارم اشک شوق با جاری شدن تمام تلخی های زندگی را بشوید من میتوانم و باید بتوانم هسته های موفقیت را از شکست هایم بیرون بکشم و آن را در پهنه دل جای دهم تا دوباره بروید و کلماتی را از من بیرون در اورد همچون نهالی سبز که بتوانم روحم را تعادل بخشم و به درختی تبدیل نمایم که از تبر بی وفایی عشق نترسد و سعی خواهم کرد تا ایستاده بمیرم به رغم تبرها شجاعتم را افزون خواهم کرد تا بتوانم به





 اشتباهاتم که از سادگی بود بخندم و نگذارم فرزندان من قدم در جایی بگذارند که من سالها پیش قدم گذاشته ام و در همان حال از بد گویی خود را خاموش میکنم تا نتوانم کسی را بسوزانم ، اینها همه میسر است تنها اگر من بخواهم ، با این حال میخواهم متفاوت از دیگران ساخته شوم ، میخواهم جایگاه خود را خودم انتخاب کنم میخواهم بر تنبلی و بی حوصلگی ام که در عمل مانده ام که همانا ترس است ، پیروز گردم ، باید برای پیروزی عمل کنم تا بتوانم لرزشهای قلبم را ناپدید کنم 
تنها اگر من بخواهم 
آفتاب من هم خواهد درخشید و به دنیا خواهم خندید که دنیا برمن بخندد 
انگاه فریاد خواهم زد ، این حق من است ، ایا فریاد زدن نوعی دعا نیست ، اگر غریزه فریاد زدن بر من واگذار شده ،چرا بترسم ؟ پس فریاد خواهم زد ، نه برای نداشته هایم ، برای داشته هایم 
چون من هستم ، زندگی هم هست ، پس من میتوانم آن باشم ، که آن کنم ، امروز تصمیم خواهم گرفت که مانند آخرین روز زندگی ام ،زندگی کنم ، اگر این روز آخرین روزی است ، که زنده ام پس کاری خواهم کرد که بزرگترین یادگاری زندگی ام باشد و هر لحظه امروز را با تمام وجودم حس خواهم کرد ، تا دوستدارانم را در آغوش بکشم 
و بگویم من هستم چون نیکو هستم و نیکو فکر میکنم و اینها زمانی میسر است ، تنها اگر من بخواهم
  و کسی چه می داند؟ شاید آخرین لحظه باشد!


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 اسفند 1391
نظرات()   
   
ارمغان
شنبه 5 اسفند 1391 14:37
خوشحالم که هستی همین حوالی
"دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور می ترسم "
دکتر شریعتی
آن سوی دیده ها
چهارشنبه 2 اسفند 1391 13:06
نظرلطفته ارمغان جان
جای دوری نبودم،همین حوالی......
ارمغان
چهارشنبه 2 اسفند 1391 11:30
ان سوی دیده ها کجا بودی دلم برا نوشته هات تگ شده بود.خوشحالم که دوباره هستی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر