تبلیغات
هانون را شنیده ای؟ - کاش میشد
شنبه 24 تیر 1391  14:34

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود

در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

 

میشود حتی برای دیدن پروانه ها

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

 

دست در دست پرنده، بال در بال نسیم

ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

 

کاش میشد حرفی از "کاش میشد" هم نبود

هر چه بود احساس بود و عشق و یاس بود...


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
ali reza
چهارشنبه 1 شهریور 1391 13:51
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بی‌کس و محتاج !!!
آدمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …
زیاد خوب نباش …
زیاد دم دست هم نباش …
حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند ...
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار ، خودشون رو جفت نشون نمی دادند …


زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …
آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند …
زیاد که باشی ، زیادی می شوی …
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر