تبلیغات
هانون را شنیده ای؟ - لبخند
چهارشنبه 19 بهمن 1390  10:49

روزهای خوش کودکیم را

حیران گذراندم

بلوغم را- نومید نبودم

لیک تنها گذراندم

و امروز که جوانم

نگرانم …

آرزومند همانم

که شاید بتوانم لبخندی بنشانم بر لب «کودک ده ساله شهر»

تا نومید نماند و بداند

که عشق را می‌توان جست در اوج بلوغ

در اوج بلوغ

می‌توان خالص بود

می‌توان عاشق بود

می‌توان مغرور بود

لیک بالاتر از آن

می‌توان «انسان» بود

می‌توان امید داشت

می‌توان لبخند زد

می‌تواند لبخند را

بر لب «کودک ده ساله شهر» دگری بازنشاند


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
000---
سه شنبه 25 بهمن 1390 14:15
احسنت بر شما با این مطالبتون.
میشه یکم بیشتر خودتونو معرفی کنید؟؟؟؟
پاسخ آن سوی دیده ها : دوست امیر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر