تبلیغات
هانون را شنیده ای؟ - دو پست از فرستنده ای بی نام
چشم های تو
چشم های تو مراوعده باران دادند/به تن مرده من،روح ودل وجان دادند
شوق برخاستن وزندگی تازه به این/من دلواپس ازخویش گریزان دادند
خش خش گام کسی بود که می آمد وباز/مژده عید،دراندوه زمستان دادند
چشم های تو درخشیدودرآن ظلمت محض/به بلندای شب یخ زده پایان دادند
آمدی مثل بهاری که می آیدازراه/یک سبد یاس،به هرشاخه عریان دادند
دست های توزهر پنجره رفتندغبار/وبه تندیس همه آینه ها جان دادند
کاش باز آیدواندوه مرادریابد/چشم هایی که مراوعده باران دادند

داستان کوتاه
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟
مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکری و روان نامش غفلت است.
و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.
بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.


تاریخ : دوشنبه 10 بهمن 1390 | 21:39 | نویسنده : امیر حسین (جوان) | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.