پنجشنبه 26 آذر 1388  12:21
نوع مطلب: () توسط: امیر حسین (هانون)

سر آمد یک شب تنهای دیگر
سپیده سر زد و فردای دیگر
به ایوانم نشسته یک کبوتر
به گلدانم گل زیبای دیگر
*
دوباره روز جاری مثل شبنم
و ذره های نور و کار و کوشش
در این صبح بهاری تازه تر شد
صدای پای بازی های خواهش
*
نسیم معرفت در کوچه پیچید
چناری می تکانَد شاخه ها را
و احساسی که شاید زندگانی ست
نوازش می کند پروانه ها را
*
به روی سَردَرِ یک خانه دیدم
هزاران مورچه مشغول کارند

بیارند و بذارند و بپاشند
بگیرند و بیارایند، بکارند
*
طراوت می چکد از تکه ابری
گل سرخی روان در جوی آب است
خدا می داند در دست که بوده؟
شب پیش و کنون بر روی آب است
*
زدم از دست تو فریاد آخر
مرا دیوانه کردی ای تو جاری
میان دفتر و شعر و کتابم
دلم بیچاره شد از بی قراری
*
چه باید سر کنم با روزِ دیگر
چه سازم با عبور لحظه هایم
در این صبح بهاری مانده ام من
کنار بلبلان بی صدایم
*
دگر من فرصت بودن ندارم

کسی حرف دل من را نفهمید
شدم مانند آن گل که زمانه
شبی از ساقه شادی مرا چید
*
به جوی سرنوشت خود روانم
شبیه نقشه ای نقشِ بر آبم
خدا می داند از خوابی که دیدم
شب پیش و کنون بر روی آبم
... 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic